تجربیات مشاوره ای اولیاء علامه

ما گروهی از اولیاء دانش آموزان مدارس علامه طباطبایی گروهی در فضای وایبر ایجاد نمودیم و با راهنماییهای استاد فیروزی مباحث تخصصی رفتار با فرزند را آموزش میبینیم در این بخش از سایت استاد که به ما اختصاص داده شده است گزیده ای از مطالب مفید را برای استفاده عموم قرار می دهیم.

 



جلسه 7-7-93

خانم یعقوبی:

سپاس فراوان از اقای دکتر فیروزی عزیزمان.جلسه ی امروز بسیار بسیا مفید و تکمیلی بود،اقای دکتر بسیار دقیق و با ریز بینی هر چه تمام به نکات مورد نظر ما والدین در ایجاد ارتباط صحیح با فرزندانمان اشاره کردند و تک تک بیاناتشان چون برانگیخته از چندین سال تجربه و ارتباط مستقیم ایشان با نوجوانان میباشد، بسیار جامع و ارزنده است. از این جهت لازم میدانم از طرف خودم و همگی بزرگواران حاضر در جلسه، کمال تشکر و قدر دانی را از جناب دکتر داشته و آرزوی سلامتی و شادابی برای ایشان و خانواده محترمشان را از خداوند بزرگ خواهانم.

مقدمه ی صحبت های اقای دکتر:نوجوانی در دوره معاصر پدیده ی جدیدی است.نگرانی های والدین بیشتر در مورد مسائل بلوغ اجتماعی است.بلوغ اجتماعی همان رشد اجتماعی و خلاقیت اجتماعی نوجوان میباشد که هر چه بیشتر باشد یعنی نوجوان در. مسائل اجتماعی استقلال پیدا کرده و دیگر پدر مادر نگران   اینکه وقتی فرزند شان با دوستش بیرون میرود که خوش بگذراند،نباشند و مسائلی از این دست.پدر مادر از سویی میخواهند فرزند خلاقی داشته باشند از سوی دیگر با اینترنت و موبایل و...این موارد فرزند شان مخلف اند.ما باید تعارضات خود را حل کتیم.کنار گذاشتن کامل ارزشها و یا آزادی بی حد و مرز هر دو را هیچ روانشناسی قبول ندارد.از طرفی محدود کردن از تجارب اجتماعی، برای کاهش نگرانیهای خود نیز درست نیست.بچه‌ها ی محدود شده همانهایی میشوند که بچه مثبت ها به آنها گفته میشودودر مراحل دانشگاهی با مشکلات در افراط و تفریط مواجه میشوند.اینها اینطور باقی نمی مانند، افراد افسرده، آنرمال،مهرطلب میشوند.از این قسمت به بعد استاد مفصلاً راجب گرایش جنسی نوجوان صحبت کردند.

خانم شهبازی: ضمن سلام خدمت دوستان وتشکر قلبی از جناب فیروزی یادداشتهای جلسه امروز امیدوارم قابل استفاده باشن :

ایجاد محدودیت چه مشکلاتی ایجادشد کند؟
در اثر محدود نمودن نوجوان او مهارتهای خاصی رو ازدست میدهد ازجمله مهارتهای اجتماعی
درمقایسه با دوستان تجربیات کمتری خواهدداشت
تبدیل به بچه مثبت خواهندشد ولی بچه مثبت همیشه بچه مثبت باقی نخواهد ماند!!!
بچه مثبتها در اینده افراد افسرده ومهر طلبی خواهندشد.

 اگر نوجوان تمایل به جنس مخالف نشان نمیدهد : حتما خودسانسوری میکند واگر دیر وارد قضیه بشود وبی تجربه باشد معمولا درسنین بالاتر دست به رفتار پرمخاطره جنسی خواهدزد که قابل کنترل نیست

راه حل میانه در موضوع جنسی صدور مجوز ازطرف والدین توام با دوعنصر  مهم "اعتماد " و "احترام" به نوجوان است

درجهت دهی، اعتماد به نفس مدیریت این موضوع در نوجوان والدین میتوانند نقشی مهم داشته باشند
نباید حساسیت نشان دهیم
حساسیت تحریک ایجاد میکند

متاسفانه والدین به جای مدیریت رفتار جنسی،  احساس جنسی را مدیریت و با آن برخورد میکنند
ماسعی میکنیم تخیل و تمایلات جنسی را مدیریت کنیم که قطعا قرین شکست خواهدبود
منشاء اکثر ناهنجاریهای جنسی جوانان جامعه که ما تمایلات جنسی آنهارا یا محدود میکنیم یا سرکوب میکنیم ویا اصلا نادیده میگیریم

نباید بانصیحت وتشدید ترس ازبیماری ویا تشدید احساس گناه مذهبی موجب کاهش بیشتر اعتماد به نفس شد
راه حل : کاهش تنش ها که راه انهم همان پاکسازی آن ده ویروس معروف است

اگر بچه ها باما حرف نمیزنند چون نتوانسته ایم محرم آنها باشیم
نوجوان به دنبال محرم دیگری رفته که این موضوع خطرناک است

رفیق ناباب،  شرایط نامناسب جامعه و امثالهم حریف تاثیر والدین نخواهند بود
""به نقش بزرگ خودمان (پدرومادر) ایمان داشته باشیم وبدانیم که تاثیرمعجزه گونه در زندگی فرزندانمان داریم(جمله آخر استاد)

دوستان همگروهی اونچه امروز برای شخص من خیلی کلیدی و مهم شد این بود که در مقابل پسرم باید با استفاده از ده تا توصیه و پنج تا واکسن محیط امنی ایجاد کنم که رغبت کنه با من همصحبت بشه برای رازهای مگو، و بعد از شنیدن جملاتش هرچند که از شدت غیر متعارف بودنشون دچار برق گرفتگی میشم باید ظاهرم رو طوری حفظ کنم که روند تخلیه اطلاعاتش رو که قطره قطره و با احتیاط داره انجام میده متوقف نکنه. و فقط وظیفم اینه که اونا رو دوباره به برای خودش جوری بازگو کنم که  بهم بگه آره دقیقا منظورم همین بود اگه بتونم در مکالماتم با پسرم به این جمله برسم رسالتم رو درست ادامه دادم. و اگرم ازم نظرخواهی کرد یا سوالی پرسید تنها باید بگم نظر خودت درین مورد چی هست و باز هم شنونده باشم.

 

خانم کبیری:

سلام دوستان من خلاصه اي از مطالب رو همزمان با كلاس در نت موبايلم تايپ كردم
البته ممكنه بعضي جاها گويا نباشه كه دوستان ديگ راجع بهش توضيح بدن لطفاً

بلوغ جنسي:
-ايجاد هورمونهاي جنسي-تخيل جنسي-تمايل جنسي-رفتار جنسي مراحل شكلگيري جنسي هستن
-تخيل جنسي با هوش و سلامت رابطه مستقيم دارد
-توهم را بايد كنترل كرد در همه موارد
-والدين در تحريك جنسي نقش دارن با حساسيت در اين زمينه و سنتهاي روستايي و قبيله اي
-رفتار جنسي بايد مديريت شود نه احساس جنسي و تخيل جنسي فقط رفتار جنسي
-اگر احساسات كنترل شود نتيجه آن انحرافات و افراط جنسي است
-بعداز محتلم شدن غيراز لذت مرد بودن كنجكاوي نيز هست كه به خودارضايي مي انجامد و احساس گناه ،ترس از عقيم شدن و كچل شدن وگناه مذهبي و....
-اعتياد در پر خوري و خودارضايي به سبب مشكلات عاطفي است
تضعيف اراده: عامل بيماري به عنوان راه حل ميشود  
-بي احترامي به او تنش است و نصيحت و منت و ... مشكلات عاطفي ايجاد ميكند و بيماريهاي روان تني(ناتواني جنسي)
-احساس گناه اعتماد بنفس او را كم ميكند پس اعتياد بيشتر ميشود
مديريت رفتار جنسي:
تمايل جنسي دوجهت دارد يك ارضاي فيزيولوژيك و خروج اسپرمهاست هيچوقت ارضاء جنسي به حساب نمياد
-نيروي جنسي هم متعالي است هم خطرناك
-استمناء چون فقط فيزيولوژيك است اعتياد ايجاد ميكندارضاء كنجكاوي دي

-استمناء چون فقط فيزيولوژيك است اعتياد ايجاد ميكندارضاء كنجكاوي ديدن و فهم جنس مخالف است يك نيرويي براي كشف آدم خارجي  
-هر چي رو بخواين بشناسين با ضدش بشناسين
-سلول جنسي نصف كروموزم را دارد و نصف ديگر با جنس مخالف كامل ميگردد
راهكار: واكسينه كردن بچه ها سلامت اخلاق و روان بچه ها
- نگاه علمي به همه موارد بالا حرف مامان بزرگ نه!از نقطه نظر متخصص بچه رو آگاه كنيم
-يك نوجوان رفيق جون جوني با پدرش يا مادرش
-در اين سن بايد بشنويم فقط بشنويم
-٥ اصل شادماني و طنز شوخ طبعي نصيحت نكن فعلاً تحسين( مهارتهاي اجتماعي) احترام تحسين الكي و كليشه اي نه
-همدلي ٩٠ تا بشنويم ١٠ تا رو بگيم خوب گوش بديم
-اگر ١٠ تا بله بگيري از فرزندت والد عالي هستين اگر نصيحت كنم خراب ميكنم حرفها رو ققط بشنو و عين اونو تكرار كن و تحمل كن چون حرفهاي او باب ميل نيست
-اول بدانيم چقدر اطلاعات دارن و جنبه ها و حركت مثبت رو مانيتور كنيم و منفي ها رو اصلاً نبين( شادي و هيجان گروهي رو دوست دارن)
-اگر نظر خواست بله نه نگيم فقط اول نظر خودشو بپرسيم

در آخر تنها راهكار استفاده از ٥ راهكار هميشگي و اجتناب از ١٠ ويروس
تأكيد فراوان استاد بودند

زهرا خانم: یادآوری 5 اصل

پنج اصل خانواده و نوجوان سالم و خلاق را در نظر داشته باشیم که حلال همه این مشکلات است : 1- خودکفایی نوجوان ( واگذاری کارهای شخصی و عدم مداخله ! )  2- اعتماد صد در صد !!    3 - احترام به حریم او و تصمیم هایش هرچند به نظر ما غلط باشد !!  4 - شادمانی و هیجان و طنز و تحسین فراوان   !!!!    5 - آرامش والدین در کلام و لحن و رفتار و نگاه  !!!      لطفا به جای نگرانی از کارهای عجیب نوجوان ، نگران کاهش این پنج اصل سلامت و خلاقیت باشیم .
راز خلاقیت نوجوان در سه اصل اساسی ست که معمولا در ایران توجهی به آنها نمی شود :  1- تصمیم شخصی در امور شخصی    2 - تجربه شخصی تصمیم های شخصی     3 - مسئولیت پذیری شخصی در امور شخصی    .

خانم یعقوبی:

استاد به دو سخن از سخنان حضرت علی (ع)، از نهج‌البلاغه نیز در صحبت های خود اشاره کردند. یکی جمله ی:الانسان حریص بما منع.در رابطه از منع نکردن نوجوان در انجام برخی از کارها که ما دوست نداریم.مثل همان موبایل،اینترنت و..و سخن دوم:مولا علی (ع)می فرمایند:چه بسا کلمه ای نعمتی را ببرد.در رابطه با صحبت کردن با فرزندانمان که ما فکر می‌کنیم اگه مثلا حرف زدنمون با او فقط اینطوری باشه با نگرانیهای خودمون که مثلا برو درست رو بخون،چرا از حالا به دختر فکر میکنی؟الان وقت درس خوندنه.برای این کارا و حرفا حالا خیلی زوده و....خلاصه اینطور صحبت کردن با نوجوان او را شرطی میکند.مثلا وقتی معلم داره درس میده اونوقته که یاد دختر و فکر کردن به دختر می افته،چون تو خونه مجال حرف زدن، فکر کردن در مورد گرایش به جنس مخالف ازش گرفته شده.

و استاد به بیشترین چیزی که اشاره داشتند ایجاد یک ارتباط عاطفی با نوجوان خود و مهمتر ارتباط عاطفی و عاشقانه پدر و مادر در منزل در میان فرزندان خود بود.آخرین تاکید مهم ایشان محکم کردن این رابطه بود که پدر در اینجا میتواند با برقراری این ارتباط با همسرش، بعنوان بهترین الگو برای فرزند پسر خود باشد.طرز صحبت کردن،احترام متقابل بین پدر و مادر و حتی رفتارهایی مثل بوسیدن و در آغوش گرفتن   یکدیگر اینها مواردی هستند که تاثیر زیادی در یادگیری این رفتارها در فرزندان دارد.چون فرزندان   از این رفتارهاست که یاد میگیرند چطور در آینده همین رفتارها را خودشان با همسرشان داشته باشند.

 

 


 

 

باسلام درتاریخ 18 آبان 93 خانم یعقوبی عضو گروه اولیاء دبیرستان علامه مطالبی را در گروه وایبری مذکور مطرح کردند و همدلی خوب اولیاء را داشتیم

مراحل کسب اجازه برای ارسال به سایت دکتر به قرار زیر است.

***************************---*********************

خانم یعقوبی عزیز، میخواستم برای انعکاس سطح آگاهی شما و اطلاع رسانی بنیاد خیریه پوریای عزیز، مطالب ارسالی شما در گروه اولیاء دبیرستان علامه طباطبایی را در سایت استاد فیروزی قرار دهم،

چون پیامها در وایبر ماندگاری کمتری دارند، با این کار کمکی به حفظ این مطالب مهم خواهد شد.

بنده بعنوان عضوی از گروه استاد فیروزی همواره سر تعظیم در مقابل درایت و آگاهی شما خواهر خوبم فرود میاورم،

منتظر پاسخ بله یا خیر شما می مانم، با احترام عبدی.

***************************---*********************

با سلام و عرض صبح بخیر خدمت شما جناب عبدی، برادر بزرگوار. ممنون از زحمات و پیگیریهای استاد، شما و سایر دوستان محترم در این زمینه.بله شما صاحب اختیار هستید.هر قدمی در رابطه با این موضوع در گروهها برداشته شود، مسلما قدمی خواهد بود در راه پیشبرد اهداف و شناسایی این بنیاد به دوستان و به عموم، که باعث شادی روح عزیزمان پوریا جان میباشد.و من از شما و دوستان به نوبه ی خود کمال تشکر را دارم.خدا قوت.پاینده و پیروز باشید.

***************************---*********************

سپاسگزارم از پاسخ محبت آمیز شما،  در اسرع وقت انجام خواهد شد،

دیروز هم توی جلسه سرگروه های نگاه نو،  همه دوستان مهمترین هدف خود را آغاز بکار بنیاد نیکوکاری و فرهنگی پوریای عزیز اعلام کردند، برای تحقق این هدف مقدس دعا کنید و از روح پاک پوریای عزیز کمک بطلبیم.

***************************---*********************

استاد فیروزی: دورد بر همراهانی که چراغ تجربه را روشن نگاه میدارند و راز صمیمیت را در بیان تجربه های شخصی یافته اند و درین طرح جسورانه به کشف درون خود شادابند و ضعف های خود را یکی پس از دیگری ر می شمارند و به مدد انوار شفابخش تجربه های مشابه همدلان همسفر به توانیی جدید و شکوهمندی می رسند و با دیدن تحول درونی خود و یاران به وجد می ایند و از هر فرصتی برای بیان بخشی از تجربه زندگی خود بهره می برند و بالاترین بهره را از این فضا میبرند و چه ثمر ها که به بار می آورند . مشتاق بحث های مبهم و پیچیدن به مفاهیم ذهنی و در پرده نشینی نیستند و میدانند که تحول حقیقی نه در بازی با مفاهیم است و نه در پرده نشینی که در جسارت و دل به دریا زدن است و وجود خود را در تجربه های جزیی به عرصه آوردن است چون میدانند « علم عشق در دفتر نباشد » . روزتان سرشار از تجربه های ناب زندگی سازست . درود...

توضیح: پاراگرافهایی که با *** شروع شده همدلی اعضای گروه اولیاء علامه می باشند

 

 آغاز صحبت. است و صحبت مان با تجربه هامان آغاز می شود.به فرمایش دکتر جان،چه زیباست وقتی سخن از دل و سخن از خود می گویی.این است که چون تیری گذر از کمان بر دلها می نشیند و اثرش باقی می ماند.دکتر جان.منم تجربه ام را در مورد پارسای گلم به شما و دوستان می گویم که این مدتی که پارسا با این مصیبت بزرگ و عظمی روبرو شد و بیست و دو روز است که برادر بزرگ و مهربانش،همدم و یارش،مونس و غمخوارش،یار و یاورش و انیس لحظه های تنهاییش را از دست داده.،دوران بسیار سخت و دشواری را با خود سپری کرده و می کند.خدا برای هیچ برادر و خواهری جدایی برادر و خواهر را نخواهد.

 

من، مادر پارسای گلم به عینه می بینم که اولا پارسا جز در روز تشییع جنازه غیر از آن روز گریه اش را ندیدم فقط آن روز بود که فریادش و هواری که می زد و گریه های جانسوزی که می کرد بهشت زهرا را روی سرش گذاشته بود و من با آن حال زار خود به حال فرزندم پارسا گریه می کردم.

 

پارسای گل من، پسر مهربان.آنقدر دلسوز و با محبت برای پدر و مادر و برادرش پوریا ی عزیزم هست که با این سن و سال می خواهد هوای ما را داشته باشد.و کمتر به روی خود میآورد و زجه و زاری می کند. بارها با او صحبت کردم و می کنم که پارسا جان پسر نازم، هر وقت خواستی برای پوریا گریه کن و فریاد بزن.مامان جان سعی نکن غمت را پنهان کنی، گاهی همچون من و پدرت گریه کن و غمت را بیرون بریز.راستش روزهای اول که بچه ام بیشتر مات و مبهوت بود و فقط به آدمها نگاه می کرد و سر تکاندمیداد.بعد که ذو روز بعد از مراسم شب هفت به پابوس امام رضا رفتیم با پدرش و من و پارسا، اونجا که منزل خاله اش بودیم تازه شروع کرد با خواهرم و همسرش و دخترشان صحبت کردن و معمولی،حرف میزد که البته خاله ی مهربان خیلی براش زحمت کشیدند و تمام سعیشان بر این بود که ما و پارسا شاد باشیم و شرایط مهیا باشد.تا اینکه جمعه شب که اودیم تهران شنبه ده آبان تولد پارسا بود

 

و پارسای عزیزم چون از یک ماه قبل از این اتفاق مرتب روز تولدش را به همه ی ما تو خونه یاد آوری می کرد، پوریا پسر نازنینم به برادرش قول داده بود که برای تولدش با هم و دو تایی یک مسافرت دو روزه بروند. که پارسا اینو موقعی که این اتفاق افتاد به من و باباش گفت.من فکر میکنم این مسافرت دو روزه که خیلی سریع با فکر همسرم بدون هیچ زمینه ای به مشهد و پابوس امام رضا رفتن برایمان انجام شد از طرف پوریا برای پارسا بوده و دعوت خودش بوده. چون همسر من حدود بیش از شش سال بود که مشهد طلبیده نشده بود و بعد از شب هفت خودش گفت و به سرعت بلیط را نیز تهیه کرد و گفت باید برویم زیارت امام رضا.

 

ممنون دوستان گلم، از همدلی شما خوبان و مهربانان بسیار متشکرم.می بخشید که پشت سر هم دارم می نویسم، و ممکنه خستتون هم بکنم ولی حرف ادامه داره.ممنون که حوصله به خرج می دید.من برای همتون و برای اقای دکتر عزیز که این مدت همه جوره با من و خانواده ام بودند آرزوی سلامتی و بهترینها رو از طرف خداوند دارم. برای خودتون و خانواده هاتون، مخصوصا بچه‌ها ی گلتون.

 

*** خانم یعقوبی عزیزتسلیت عرض میکنم میدونم این جمله قدیمی امیدوارم غم اخرتون باشه هیچ کمکی به کم کردن غم شمانمیکنه ولی واقعا متاثرشدم وازته دل ازخدامیخوام تحمل این غم رابرای شمااسانترکنه

 

***خداصبرى عظيم ودلى ارام به شمامادرعزيزبده واقعامتاثرومتاسف شدم

 

خلاصه شنبه که تهران بودیم خانواده ی من و خانواده ی همسرم با اجازه ی من و همسرم تولد کوچکی برای پارسا جانم گرفتند. و اون شب پارسا کلی هدیه گرفت و در ضمن در کنار پسر خاله و پسر عمه و پسر عمو که شبهای قبل با غمگینی به سر برده بود آن شب با شادی کنار هم بودند و پارسا خوشحال بود.من و پدرش هم تمام سعیمونو کردیم که شاد باشیم چون پوریای گلم، پسر نازنینم همیشه شاد بود و شادی و خنده را دوست داشت و همیشه خنده ای رو روی لباش مس دیدی.و اینو مرتب از هممون هم می خواست که ادمهای عبوس و گرفته نباشیم. سعی کنیم با مهربانی و شادی درونی واقعی مشکلاتمونو هم حل کنیم و با سختی و ناراحتی با زندگی برخورد نکنیم.این درسی بود که من همیشه از پوریا می گرفتم چون پسرم با تمام وجود خودش اینجوری بود و اینطور رفتار می کرد.

 

اون شب انگار پوریای گلم خودش کاملا کنار ما بود و ما رو شاد کرده بود و من کاملا احساسش میکردم و مثل خودش لبخند داشتم و با همه با خنده و خوشرویی صحبت می کردم.تاثیر اون شب برای من بسیار خوب بود. و همینطور برای پارسا و پدرش.بعد از اون پارسا با خودمون و خانواده هامون راحتتر صحبت می کرد و جریان زندگی کمی عادی شد.ولی من باز در درونم نگرانش بودم.پارسا عکسهای پوریا رو از عکسهای چند ماهگیش تا مدرسه و دبیرستان و جدیدترین عکس بزرگش رو تز روز اول زد به در کمدش و کلی،چسب نواری دورش که از منم خواست دست نزنم.و بیشتر تو اتاقشه. اتاق پارسا و پوریا مشترک بود.و کوچک هم هست حدود ده متر میباشد. و تخت هر دوشون اونجاست و فعلا چون اونقدر رفت و آمد داریم فرصت برای فکر اینکه چکار کنیم برای خونه نشده. البته همسرم و من بر این عقیده ایم که منزل را عوض کنیم.حداقل اتاق،پارسا کاملا و کاملا باید عوض شود.تو این جریانات می بینم پسر گلم پارسا خدا رو شکر خیلی قوی میباشد و مرتب خودش تو مشورتها و صحبت های من و پدرش هست و همه جوره هوای،من و باباش رو داره و کاملا پارسا عوض شده. احساس میکنه باید جای خالی پوریا رو هم برای من و

 

باباش پر کنه.واقعا به نظرم چون اون موقع پوریا پسر بزرگتر بود و به طبع خود پارسا ضمن که با پوریا بسیار بسیار برادرهای مهربون و خوب برای هم و مثل دو تا دوست کاملا دلسوز و مهربان برای هم بودند.و من و پدرش از این بابت خیلی خوشحال بودیم.در ضمن پارسا بسیار بسیار زیاد احترام پوریا رو هم داشت و هر حرفی،بهش می گفت نه نمی گفت و قبول می کرد چون پوریا هم کاملا صلاح پارسا رو به زبون خودشون که نوجوان و جوون بودن براش می خواست و می گفت.به این خاطر الان خدارو شکر پارسا بسیار تو این مدت رشد کرده و سعی کرده به پدر و مادرش اینو بفهمونه که بزرگه از نظر عقلی تو خیلی موارد و همه کارهاش خدارو شکر نرماله. و مرتب همه چی رو با من و پدرش در میون میذاره و کوچکترین حرف ها رو هم به ما میگه،در صورتی که قبلا من به دکتر گفته بودم که پارسا کمتر حرف می زنه.

 

فقط یه چیزی که ازش رنج می بره و دیشب هم گفت اینکه میگه من تنها شدم و حوصله ام سر میره.راستش چند وقت پیش مثل اینکه تو وایبر با دختری هم دوست شده بود حدود یک هفته پیش که سریه به دختر خاله هاش و بعد هم سریع به من و پدرش اینو گفت و با اون دختر با اس ام اس تو وایبر یا چت می کرد.و احتمالا ادامه دارد. ولی چون کلا عاشق،موسیقی و خواندن است و دکتر هم اینو می دونند.بیشتر وقت ازادش برای نوشتن شعرهاش می گذره و میکس کردن اونها با آهنگ و بعدش هم اجرا و خوندن.و با این جریان هم شعری را برای پوریای عزیزمون نوشته و خیلی مصر است که زودتر به استدیو بره و این آهنگ رو برای پوریا اجرا کنه.پارسا خوشبختانه خیلی خوب می دونه چیکار کنه و مرتب هم از من و پدرش راهنمایی می خواد.

 

دیشب به ما می گفت میشه من برای تنها ییم یه سگ بگیرم.که البته تو خونه ی ما چون یکبار هم حدود هفت هشت سال پیش مدتی،سگ داشتیم و توسط همسایه، و همچنین بدلیل منزل صد متری،ما گنجایش خودمون.هم نداشت چه برسه یه مهمون  اینطوری رو.بخواهیم همیشه پیش،خودمون داشته باشیم به این دلیل الان هم پدرش موافقت نکردند و همون توضیح رو براش،دادند و تقریبا قانع شد

 

***خانم منيژه عزيز ،از خداي مهربون به خاطر صبوري و رفتار خوب شما در مورد از دست دادن عزيزترينت ،بهترين ها را در زندگي شما پدر مادر فهميده و اگاه خواهانم .

 

شما بهترين پدر مادر دنيا هستيد .پارساي عزيزم گريه هاي من دردي از تو دوا نميكند ولي خداي پورياي شاد محافظ تو و خانوادهات بأشد .انشاءا...

 

خلاصه از شما و اقای،دکتر همینو می خواستم.بپرسم که با این مشکل تنهایی پارسا که خودش هم اعتراف میکنه و واقعا هم درسته چون برادرش،که از دست داده براش کسی بود که تمام اوقات خوشش با اون بود.و پارسا راستش اهل دوست و رفیق هم نیست چون خوشش نمیاد و قت هم ندارهذچون وقتهاش بیشتر با کلاس و کارهای شخصی مربوط به موسیقیش تو خونه پر میشه و از این به بعد هم که یه مقدار درسهای مدرسه اش که عقب افتاده بود با کمک اولیاء مدرسه انشاءالله قراره رو روالش بیفته،بعد تو فرصت اضافه باید کلاس موسیقی بره که کار موسیقی اش جدی شروع بشه.به این خاطر اهل دوست بازی نیست. و این تنهایی   و نبود برادرش و جای خالیش یه جورایی اذیتش میکنه. که می خواستم از شما عزیزانم و دکتر نازنین براش راهنمایی بگیرم.ممنون میشموسرتونو درد آوردم.می بخشید من الان باید جایی برم حتما حتما میام همه مطالب قشنگ شما رو دنبال میکنم

 

و دوباره جواب میدم.خیلی خیلی ازتون ممنونم که گوش دادید و همدلی کردید و صحبت کردید.(flower)

 

***خانم يعقوبي عزيز كلماتي وجود نداره كه بشه در تسلاي دل شما گفت اما عشقي كه در درون خونواده شما وجود داره و بيانش كرديد، برای من به شخصه بی نظیر بود. خدا پشت و پناهتون باشه

....

 

 

 

اضافه کردن نظر

محل درج نظر شما (مسئولیت مطالب ارسالی به عهده ارسال کننده آن است)


طراح ناصر عبدی