چرا از غيبت كردن لذت مي بريم؟

چرا از غيبت كردن لذت مي بريم؟

در همه مكاتب اخلاقي بويژه اديان الهي غيبت كردن (يعني پشت سر ديگران حرف زدن و منفي هاي زندگي آن ها را پخش كردن) امري ناپسند و مخرب معرفي شده است.

آيا شما مسلمان هستيد؟اگر هستيد مي دانيد كه غيبت كردن حرام است و مثل " خوردن گوشت مرده برادر" است.اما انصاف داشته باشيد و بررسي كنيد در اين هفته چند بار پشت ديگران حرف زده ايد و از پخش اخبار مربوط به ديگران (براي رضايت آنها) لذت برده ايد؟

آيا شما هم مثل من تعداد بسيار زيادي از آدم ها  را مي شناسيد كه به غيبت كردن معتاد شده اند؟

آيا اين اعتياد و لذت بردن از اين امر مخرب دلايل روان شناختي هم دارد؟ چرا منع شرعي و منع اخلاقي و توصيه هاي ديني و اخلاقي باعث حذف اين رفتار ناپسند نشده است؟آيا يك نياز رواني دروني ما را واردار به اين كار مي كند؟ آيا يك غلط رايج است كه قبح آن از بين رفته؟

شدت نياز دروني و عادت به غيبت كردن به حدي ست كه حتي آنها كه معتقدند كه فعل حرام و ناپسندي را انجام مي دهند و به آن آگاهي دارند قبل از ابراز غيبت با بيان عبارت (غيبتش نباشه)مجوز اخلاقي و شرعي لازم را براي انجام آن و كاهش گناه بدست مي آورند و ؟؟؟ با خيال راحت تر ادامه مي دهند.

آيا از نظر سلامت روان و ارتباط سالم اجتماعي غيبت كردن زيان آور است؟ همه روان شناسان هم صدا با بزرگان دين اخلاق  اين كار را مضر مي دانند و روان شناسان معتقدند كه وقتي مشغول غيبت كردن هستيد، علي رغم لذتي كه از اين عادت مي بريد(كه مربوط به بخش هايي از ذهن است كه بعداً به آن مي پردازيم) در جسم و روان شما تغييراتي منفي ايجاد مي شود.ارگانيزم از حالت صلح و آرامش خارج مي شود و در حالت جنگ و نزاع و گريز قرار مي گيرد كه در نهايت براي سلامتي مضر است چون نگهداشتن بدن در چنين حالتي ، بدن را آماده پذيرايي از انواع بيماريي ها مي كند.

و نكته مهم ديگر اين است كه فردي كه به غيبت كردن ،وقت گذاري با منفي هاي ديگران  ارتباط هاي انساني و سالم و صميمانه را به ارتباطي رياكارانه و دشمنانه تبديل مي كند چون هيچ كس راضي نيست كه ما منفي هاي او را در عدم حضور او با ديگران در ميان بگذاريم كه او هيچ راهي براي دفاع از خود ندارد.

اگر شنونده شما پذيرايي اين منفي گويي ها و فضولي ها باشد خودش از آن لذت مي برد و معتاد مي شود و شما هم يكي از قربانيان خواهيد بود چون او پشت سر شما هم قصه پردازي خواهد كرد چون لذت اين كار را شما به او چشانده ايد!

در مجموع با جامعه اي روبرو خواهيم بود(كه هستيم!) دائماً مشغول تحقير يكديگر و برملا كردن ضعف ها و ناتواني هاي يكديگر و ايجاد تصور منفي از يكديگر خواهند بود و با يك محاسبه ساده مي توانيد حدس بزنيد كه مردم اين جامعه چگونه ارزش هاي معنوي و جسمي خود را برباد مي دهند.

چنين جامعه اي نياز به دشمن ندارد و خودش خودش را به تدريج از هم قدرت هاي اخلاقي و معنوي خالي مي كند و زمينه را براي رسوخ انواع مفاسد اخلاقي باز مي گذارد.

ريشه هاي ناهوشيارانه اعتياد به غيبت

ما براي پوشاندن ضعف ها و ناتواني هاي خود ناهوشيارانه به تحقير ديگران اقدام مي كنيم پس غيبت كردن راهي براي افكار و پنهان كردن ضعف ها و ناتواني ها و شكست ها و ناكامي هاي ما در گذشته است.

ما نياز رواني به ابراز  وجود داريم ولي به قول حافظ عزيز "طاعت از دست نيايد،گنهي بايد كرد"

اگر نتوانيم به اندازه كافي در جلب تاييد ديگران و محبوب شدن در مسيرهاي مثبت موفق باشيم به ناچار با شرح و بسط منفي هاي ديگران به ابراز وجود مي پردازيم و از آن لذت مي بريم.

داشتن اطلاعات و خبر بسيار تاثيرگذاري است و مردم به دنبال"خبر" هستند و كسي كه اخبار و اطلاعات مربوط به زندگي ديگران را پخش مي كند جاذبه اي ايجاد مي كند و در خود قدرت، تسلطي را احساس مي كند كه ديگران يعني (شنوندگان) از آن بي خبرند.اين خود لذتي فراوان و دروني ايجاد مي كند.

كنجكاوي يك حس و نياز دروني همه انسان هاست.كودكان بسيار كنجكاوند ولي متاسفانه كنجكاوي ها و جستجوهاي خلاقانه و پرسش ها و سوالات كودكانه توسط بسياري از ؟؟؟؟ بي حوصله سركوب مي شود و به ناچار اين حس فطري و دروني به مسيرهاي نادرست كشيده مي شود.

جستجو كردن در كار و زندگي خصوصي ديگران ( ببخشيد فضولي!) جاي آن كنجكاوي خردمندانه را مي گيرد و ارضاء رواني ايجاد مي كند به صورتيكه بعضي آدم ها مهم ترين بخش انرژي و وقت خود را صرف كسب اطلاعات از زندگي ديگران و پخش آن مي كنند.

در هر جامعه اي كه ناامني شغلي وجود داشته باشد و ثبات كافي در امور اقتصادي و اخلاقي نباشد،افراد براي حفظ موقعيت شغلي و حيثيتي خود دست به اين كار مي زنند تا با ايجاد تصوير بد از همكاران خود پيش مسئولين رده بالا ، موقعيت خود را مستحكم تر كنند و شايد براي همسن است كه "زير آب زني" در جامعه ايراني يك اصطلاح شناخته شده و جاري ست و بسياري به آن مشغولند و همگان به شوخي از آن ياد مي كنند و مي گذرند!!

يكي از مهم ترين دلايل رواني غيبت كردن ،انبارشدن ناراحتي هاي عاطفي و ناكامي ها و خاطرات تلخ است و از آنجا كه اين فشارهاي عاطفي براي هميشه نمي تواند مدفون بماند هرچند همگان در تلاشند تا آن را سركوب كنند و ناديده بگيرند ولي هيچكدام از اين رنج ها و ناراحتي هاي گذشته پنهان شده  فراموش نمي شوند و به صورت رفتارهاي نمادين منفي بروز مي كنند.

يكي از مهم ترين رفتارهاي نمادين منفي غيبت كردن است كه در اصطلاح  عامه به آن " بادبزن جگر" هم گفته اند!!

گويا فردي كه از فشار آن همه ناراحتي پنهان شده به عذاب آمده است ، بابيان بدي هاي ديگران خود را رها و آزاد مي كند و احساس سبكب خاصي را تجربه مي كند هرچند متاسفانه دوام ندارد و خود اين منفي گويي ها دوباره آن سيكل منفي دروني را فعال مي كند.

عامل ديگر در اين عادت عدم شفافيت است.مردم ايران دچار يك عادت ديرينه عمومي هستند كه احساس و نظر شخصي خود را نمي توانند به صورت شفاف به ديگري بگويند چون مي ترسند باعث ناراحتي ديگري بشوند و مي ترسند در نظر ديگري آدم احساسي و زودرنج و ضعيف جلوه كنند بنابراين وقتي از رفتار ديگران ناراحت مي شويم آن را قدرت مي دهيم و حتي تكاپور مي كنيم كه اصلاً ناراحت  نشديم ولي در درون ناراحتي و خشم غوغا مي كند . ما ايراني هادر اثر ساليان طولاني مهارت هاي فوق العاده اي در اين نوع رياكاري پيدا كرديم كه خودمان هم واقعاً گول مي خوريم بيادمان؟؟؟؟ كه ناراحت بوديم.

از سويي حق داريم كه احساسمان را نگوييم چون عموم مردم عادت ندارند كه به احساس ديگري(هرچند برخلاف ما باشد) احترام بگذاريم؟؟؟ تفاوتي ميان احساس منفي و رفتار منفي نمي گذاريم و هر احساس  نامتناسبي  را سركوب مي كنيم.

بنابراين چون پذيرش لازم وجود ندارد احساسات سركوب مي شود و پنهان و در نتيجه غيبت كردن تنها راه حل باقي ماند و بي خطرترين آن است.

(چون كارهاي به ديگر هم مي شود كرد ومي بينيد كه مي كنند!!)

عوامل ؟؟؟؟ ناهوشيارانه ديگر را به ؟؟؟؟ ديگر واگذاريم و به سراغ راه حل برويم.

چه بايد كرد؟

1-ضعف ها و ناتواني هاي خود را شناسايي كنيم و براي جبران آن طرح و برنامه اي ضربتي داشته باشيم.

2-هروقت تمايل به غيبت كردن پيدا كرديم فوراً خلاصه اي از مطالب اين مقاله را مرور كنيم و سوال كنيم چرا به اين كار تمايل دارم؟

3-در صورت مرتكب شده غيبت براي هر مورد مبلغي را به عنوان كفاره ( جريمه ) كنار بگذاريم.

4-حتماً از شخصي كه غيبت او را كرده ايم حضوراً يا با نامه عذرخواهي كنيم و هديه اي برايش بفرستيم ( با استفاده از ذخيره تهيه شده از كفاره ها!)

5-سعي كنيم در فعاليت ها و كارهاي جديد وارد شويم و از روزمره گي خود را آزاد كنيم و با پديد آوردن مهارت هاي جديد نياز به ابراز وجود را در خود از طريق درست ارضا كنيم.زندگي تكراري مرگ روح است.

6-حرف زدن و ارائه اطلاعات به ديگران يك نياز اجتماعي ست.پس به دنبال كسب اطلاعات علمي، مفيد، مثبت( براي خود و ديگران) از منابع معتبر باشيم و از طريق ارائه اطلاعات درست، واقعي ، علمي و معتبر نياز به مفيد بودن و مطلع بودن را ارضاء كنيم.

7-براي ارضاء حس كنجكاوي خود به مطالعا زندگي نامه انسان هاي بزرگ و تاثير گذار بپردازيم تا ضمن ارضاء حس كنجاوي خود ، از روش هاي مفيد زندگي انسان هاي موفق براي خود و ديگران خبرهاي خوب تهيه و پخش كنيم!

8-براي غلبه بر حس ناراحت كنند تاامني شغلي و اقتصادي و نگراني هاي ذهني ليستي از فعاليت هاي مثبت و مفيد و موثر در محيط كار تهيه كنيم و با تمام وجود براي پيشرفت آن مجموعه تلاش كنيم و مطمئن باشيم كه هر مدير خردمندي قدر يك نيروي فعال و خلاق را ميداند و اگر مدير خداي نكرده باشد كه قدر چنين نيرويي را نداند بهتر است در چنان محيطي كار نكنيد و محيط كاري خود را تغيير دهيد.

10-هر روز وقتي براي بررسي ناراحتي ها و احساسات و افكار منفي دروني خود بپردازند بويژه آن مواردي كه از ديگران پنهان كرده ايد ( كه شايد برخي از آن ها از ذهن آگاه شما هم فرار كرده و پنهان شده باشد) اختصاص دهيد.ناراحتي ها و موقعيت مربوط به آن را دقيقاً شناسايي كرده و روي كاغذ بنويسيد و بارها و بارها آن را بخوانيد تا كاملاً راحت شويد و راهي براي جبران آن پيدا كنيد.هر چند از ابتدا اين عمل سبب فوران ناراحتي هاي پنهان شده مي شود ولي اگر طاقت بياوريم بزودي به آرامش مي رسيم.

11-با تمرين هاي جديد عادت جديدي پيدا كنيم و با شهامت و شجاعت و خردمندي ادامه دهيم و آن اين است كه ناراحتي هاي خو را از ديگران پنهان نكنيم  و به آن ها (به شكل هاي مختلف) ابراز كنيم.

عواقب منفي بيان اين ناراحتي ها هيچوقت بيشتر از عواقب منفي پنهان كاري نيست.

اگر واقعاً در شرايطس نمي توانيم احساساتمان را به فرد مورد نظر بگوييم، نامه اي براي او نوشته و همه ناراحتي ها و انتظارات خود را به در آن نامه بنويسيم و چندبار بخوانيم .بعد آن را ياد در رودخانه بيندازيم و يا به آسمان بفرستيم .با اين كار آرامش عجيبي را در ما ايجاد مي كند.شايد لازم باشد هر هفته اين كار تكرار شود تا اثر مثبت آن ماندگار شود.

12-قاطعيت داشته باشيم و به ديگران در مواردي كه مخالف هستيم و يا نمي توانيم جواب مثبت بدهيم با احترام " نه" بگوييم.

يك"نه" محترمانه و قاطع از بسياري درگيري هاي عاطفي و اجتماعي پيش گيري مي كند.شجاعت و مهارت لازم را بدست آوريم.

13-در تمام مواردي كه از رفتارهاي ديگران ناراحت شديم،اگر هيچكدام از پيشنهادهاي ذكر شده را نتوانستيم انجام دهيم به درگاه خداوند مهربان پناه ببريم و همه ناراحتي هاي خود را ابراز كنيم و از خداوند براي آرامش خود و آن فرد كمك بخواهيم و بخواهيم كه از خطا هاي ما و آن فرد بگذرد و همه ما را در سايه لطف و رحمتش به آرامش برساند و بدانيم كه خداوند مامورهاي بد اخلاق دارد و آنها را سراغ ما مي فرستد تا دل ما را به سوي خودش بكشاند!

به قول مولانا:

خلق را با تو چنين ؟؟؟ خود كنند

                                                   تا تورا ناچار رو آن سو كنند

14-ليستي از موفقيت ها و مهارت هاي خود ، خانواده و دوستان خود تهيه كنيم و هر روز با مرور آنها و افزودن بر آنها به احساس مثبت  دروني دست پيدا كنيم تا نيازي به روش هاي منفي براي ابراز وجود نداشته باشيم.

15- براي رسيدن به مهارت در هر يك از راهكارهاي ارائه شده ممكن است به كمك افراد متخصص( بويژه روانشناسان مجرب) نياز داشته باشيم.

با مراجعه به موقع و پيگيري مساله از هدر شدن انرژي رواني جلوگيري كنيم و با دسترسي به منابع ؟؟؟ دروني خود، به انرژي الهي دست پيدا كنيم و خود و ديگران را به عرصه رحمت و لطف الهي دعوت كنيم و خودشكوفا شويم.

گرچه راهي ست پر از بيم زما تا بردوست                    رفتن آسان بود ازواقف منزل باشي      حافظ

                           

 

اضافه کردن نظر

محل درج نظر شما (مسئولیت مطالب ارسالی به عهده ارسال کننده آن است)


طراح ناصر عبدی